علاء الدوله سمنانى

مقدمه 52

مصنفات فارسى ( فارسى )

لمعه‌هايى كه حقى افندى از لمعات سمنانى نقل كرده ، ارتباطى روشن با مقصود وى كه عنوان كرده است ندارد ، بلكه پنج لمعهء مزبور در زمينهء ذكر و تأثير آن و تجليات انوار گوناگون است كه در رساله‌هاى ديگر سمنانى مكررا به آنها توجه داده شده . از مجموعهء عرفانى حقى يك نسخه به شماره 6096 در كتابخانهء ملى ملك هست . من پنج لمعه ياد شده را براساس همين نسخه فراهم آوردم و به عنوان پيوست در پايان يادداشتها و توضيحات اين مجموعه گنجاندم ، باشد كه روزى نسخه‌اى كامل از لمعات پير بيابانكى بدست آيد و در چاپهاى بعدى به اين مجموعه افزوده شود . نگاهى به نثر سمنانى هنگامى كه پير سمنان به تأليف و تصنيف پرداخته ، نثر فارسى خانقاهى ، راهى دراز رفته بوده است ، به‌طورىكه تا روزگار سمنانى و اندكى پس از او نگارشهاى خانقاهى را به شيوه‌هاى سگانهء زير نوشته‌اند : 1 . شيوه‌اى كه مىتوان از آن به نثر شاعرانه ياد كرد . در اين شيوه ، نويسنده از بيشترينهء ابزار و اسباب شاعرانه بهره مىبرده و با آوردن تشبيهات و استعارات و موازنه‌ها و . . . نثرى مىپرداخته بسيار دل‌نشين و گيرا كه در ضمن سادگى و روانى ، ذهن خواننده را به درنگ و تأمل وامىدارد و زيباييهاى ساختارى آن به دليل آنكه از صناعت‌پردازيهاى متكلفانه بدور است در القا و تداعى معانى و مفاهيم خواننده را يارى مىدهد . سخنان بسيارى از مشايخ صوفيه مانند اقوالى كه از ابو يزيد بسطامى ، ابو الحسن خرقانى ، پير هرات و ديگران بجاى مانده گاهى از شعرهاى درجه دوم و سوم شعرتر است و جذاب‌تر . برخى از نگاشته‌هاى اصلى و منسوب خواجه عبد الله انصارى هروى و آثارى چون روح الارواح سمعانى و امثال آنها را مىتوان در قلمرو ساخت نثرهاى شاعرانه بررسى كرد .